خانه

تقویم رویدادها

مجری ها
بوت‌کمپ تخصصی شروع از: 24 اردیبهشت ۱۴۰۵

بوت‌کمپ تورینگ - مهندسی نرم‌افزار هوش مصنوعی

یادگیری عمیق، بینایی ماشین و پردازش زبان طبیعی را به صورت پروژه‌محور و تحت نظر منتورهای ارشد تجربه کنید.

 
 مهلت ثبت‌نام: 24 اردیبهشت ۱۴۰۵

+150 دانشجو

کتاب the start-up of you نوشته‌ی رید هافمن با ترجمه‌ی فارسی

<

تقدیر و تحسین برای کتاب راه‌اندازی تو


سیلیکون‌ولی صنایع بزرگ را از طریق شیوه کار ما انقلابی کرده است. اکنون زمان آن فرا رسیده است که این کتابچه راهنما را به سایر نقاط جهان صادر کنیم. «راه‌اندازی تو» همان کتابچه راهنمای کلیدی است: این کتاب به شما کمک می‌کند تا خودتان را متحول کنید و دستاوردهای بزرگ حرفه‌ای خود را رقم بزنید.


مارک آندریسن، سرمایه‌گذار خطرپذیر و عضو هیئت مدیره HP، فیسبوک، و eBay




در دوران تغییر و عدم‌قطعیت، سازگاری، ثبات می‌آفریند. بینش‌هایی از این دست، «راه‌اندازی تو» را به یک روش تازه و جذاب برای مواجهه با زندگی تبدیل کرده است. هافمن و کاسنوچا جوهره کارآفرینی را به یک معجون موفقیت شخصی تبدیل کرده‌اند، بدون توجه به نقشه حرفه‌ای شما.


جان اچتمندی، قائم‌مقام دانشگاه استنفورد

اگر کار و حرفه یک بازی بود، «راه‌اندازی تو» دستورالعمل بازی شما می‌شد. رید هافمن یکی از بزرگ‌ترین استراتژیست‌های کسب‌وکار در جهان است که بارها به کارآفرینان کمک کرده کسب‌وکارهایشان را دگرگون کنند. حالا، او به شما کمک خواهد کرد تا استارتاپ درون خود را به مرحله بعد ببرید.


مارک پینکوس، مدیرعامل زینگا


بخشی از کتاب:


همه انسان‌ها کارآفرین هستند. وقتی در غار بودیم، همه‌ی ما خویش‌فرما بودیم... خودمان غذا را پیدا می‌کردیم و خودمان خودمان را سیر می‌کردیم. اینجا بود که تاریخ انسانی آغاز شد. جایی که با ظهور تمدن، این بخش را سرکوب کردیم. ما تبدیل به کارگر شدیم زیرا بر ما برچسب زدند: 'تو کارگری.' ما فراموش کردیم که کارآفرین هستیم.


محمد یونس، برنده جایزه نوبل صلح و پیشگام در حوزه میکرو فاینانس


تو کارآفرین متولد شدی.


این بدان معنی نیست که تو مقدر بودی شرکتی را راه‌اندازی کنی. در حقیقت، بیشتر افراد نباید شرکت راه‌اندازی کنند. کم بودن احتمال موفقیت، به همراه فشارهای دائمی احساسی، باعث می‌شود که شروع یک کسب‌وکار تنها برای برخی از افراد مسیر درستی باشد.


همه انسان‌ها کارآفرین هستند، نه به این دلیل که باید شرکت تأسیس کنند، بلکه به این دلیل که اراده برای خلق کردن در DNA انسان نهفته است و خلق کردن همان جوهره کارآفرینی است. همان‌طور که یونس می‌گوید، اجداد ما در غار مجبور بودند غذای خود را تأمین کنند؛ باید قواعدی برای زندگی اختراع می‌کردند. آنها بنیان‌گذاران زندگی خود بودند. طی قرن‌ها، این موضوع را فراموش کردیم که کارآفرین هستیم. ما شبیه به کارگرها رفتار کردیم.


برای انطباق با چالش‌های زندگی حرفه‌ای امروز، باید غرایز کارآفرینانه خود را دوباره کشف کنیم و از آن‌ها برای ساختن مسیرهای شغلی جدید استفاده کنیم. چه یک وکیل، پزشک، معلم، مهندس یا حتی مالک یک کسب‌وکار باشید، امروز باید خودتان را به‌عنوان کارآفرینی در رأس حداقل یک کسب‌وکار نوپا تصور کنید: مسیر شغلی‌تان.




این کتاب چه هست و چه نیست؟


این کتاب یک راهنمای شکار شغل نیست. شما در این کتاب نکات یا ترفندهایی برای فرمت‌بندی رزومه یا آماده شدن برای مصاحبه شغلی نخواهید یافت. آن‌چه پیدا خواهید کرد، ذهنیت‌ها و مهارت‌های کارآفرینی است که برای انطباق با آینده به آن‌ها نیاز دارید. شما راهبردهایی خواهید یافت که به شما کمک می‌کنند شبکه ارتباطی‌تان را گسترش دهید، برتری رقابتی کسب کنید و به فرصت‌های شغلی بهتری دست یابید.


موفقیت آینده‌ی شما به درک و استفاده از این استراتژی‌های کارآفرینی وابسته است. در مقیاس وسیع‌تر، جامعه زمانی شکوفا می‌شود که افراد با ذهنیت کارآفرینی فعالیت کنند. بسیاری از مشکلات جهان سریع‌تر و بهتر حل می‌شوند اگر مردم ارزش‌هایی را که در این صفحات مطرح شده‌اند، تمرین کنند. این کتاب درباره شما است و همچنین درباره بهبود جامعه اطراف شما؛ و این تغییر از هر فرد آغاز می‌شود.


دنیای جدید کار


قرن‌ها، مهاجران همه‌چیز خود را به خطر انداختند تا به آمریکا بیایند، با این باور که اگر سخت کار کنند، می‌توانند زندگی بهتری نسبت به والدین خود داشته باشند. از زمان تولد این کشور، نسل‌های مختلف آمریکایی‌ها اغلب پول بیشتری به دست آوردند، آموزش بهتری دیدند، و از استاندارد زندگی بالاتری نسبت به نسل‌های پیش از خود بهره‌مند شدند. افزایش تدریجی و قاعده‌مند در رفاه بخشی از رویای آمریکایی شد.


در شصت سال گذشته، بازار کار برای افراد تحصیل‌کرده شبیه به یک پله‌برقی عمل می‌کرد. با اتمام دانشگاه، یک شغل سطح ابتدایی در شرکت‌هایی مانند IBM،GE (جنرال الکتریک) یا Goldman Sachs پیدا می‌کردید. در اینجا، کارفرمای‌تان شما را راهنمایی و هدایت می‌کرد و از طریق آموزش و توسعه حرفه‌ای شما را رشد می‌داد. با کسب تجربه، شما به تدریج در سلسله‌مراتب سازمانی بالا می‌رفتید و فضای کاری را برای فارغ‌التحصیلان جوان و تازه‌وارد به همان شغل‌های سطح ابتدایی باز می‌کردید. تا زمانی که عملکردتان مناسب بود و قوانین را رعایت می‌کردید، به تدریج از پله‌برقی بالا می‌رفتید و هر گام قدرت بیشتر، درآمد بالاتر و امنیت شغلی را به همراه داشت. نهایتاً، در حدود شصت‌وپنج‌سالگی، از پله‌برقی پایین می‌آمدید و این امکان را برای کارکنان میانی فراهم می‌کردید که جای خالی شما در موقعیت‌های ارشد را پر کنند. در همین حال، شما وارد دوران بازنشستگی راحتی می‌شدید که از طریق حقوق بازنشستگی شرکتی و تأمین اجتماعی دولتی تامین مالی شده بود.


مردم فرض نمی‌کردند که این مراحل به‌طور خودکار اتفاق می‌افتند. اما یک حس عمومی وجود داشت که اگر به طور معقولی توانمند بودید، تلاش خوبی می‌کردید و بدشانس نبودید، جریان‌های قوی در پشت سرتان شما را به سطحی خوب و بالا می‌رساند. این انتظار در بیشتر موارد موجه بود.


اما اکنون این پله‌برقی در تمام سطوح گیر کرده است. بسیاری از جوان‌ها، حتی آن‌هایی که تحصیلات عالی دارند، در پایین پله‌برقی متوقف شده‌اند، یا بیکار هستند، یا مشاغلی پایین‌تر از حد شایستگی دارند.


همان‌طور که رونالد براونشتاین در مجله آتلانتیک اشاره کرده است. در همین حال، مردان و زنان در سنین شصت و هفتادسالگی، با حقوق بازنشستگی ناکافی و یک شبکه ایمنی دولتی که مانند پنیر سوئیسی سوراخ‌سوراخ است، در تعداد بی‌سابقه‌ای در حال باقی ماندن در بازار کار یا بازگشت به آن هستند. این شرایط، در بهترین حالت، کارگران میانسال را در برزخی بدون ترفیع نگه می‌دارد؛ در بدترین حالت، آن‌ها را تحت فشار قرار می‌دهد تا جای خود را به استعدادهای ارشدتر بدهند.


امروز برای جوانان دشوار است روی این پله‌برقی قرار بگیرند، برای افراد میانسال سخت است در آن به بالا حرکت کنند و برای افراد بالای ۶۰ سال، دشوار است از آن خارج شوند. براونشتاین می‌گوید: به‌جای پیشرفت روان و بدون مشکل، همه روی پای هم قدم می‌گذارند.


با نابودی مسیرهای حرفه‌ای سنتی، نوع رشد حرفه‌ای که نسل‌های قبلی از آن بهره‌مند بودند نیز به پایان رسیده است. دیگر نمی‌توانید به آموزش‌های تحت حمایت کارفرما برای تقویت مهارت‌های ارتباطی یا گسترش دانش فنی خود اعتماد کنید. انتظار این است که حتی کارمندان جوان هنگام شروع کار خود توانایی کامل برای انجام مسئولیت‌های مورد نظر داشته باشند یا به حدی سریع یاد بگیرند که ظرف چند هفته به سطح لازم برسند.


اگر بخواهید مهارت جدیدی بیاموزید یا در کاری که استخدام شده‌اید بهتر شوید، وظیفه‌ی آموزش و سرمایه‌گذاری بر خود اکنون بر عهده‌ی شماست. شرکت‌ها تمایلی به سرمایه‌گذاری در شما ندارند، به این دلیل که احتمالاً شما چندین سال از عمر خود را به کار در آنجا اختصاص نخواهید داد. در طول زندگی حرفه‌ای خود، شغل‌های زیادی خواهید داشت. عهد طولانی‌مدت میان کارمند و کارفرما که تضمین‌کننده‌ی اشتغال مادام‌العمر در ازای وفاداری بلندمدت بود، اکنون جای خود را به قراردادی کوتاه‌مدت و مبتنی بر عملکرد داده است که همیشه توسط طرفین قابل تجدیدنظر است. همان‌طور که دن پینک اشاره کرده است، وفاداری حرفه‌ای امروز بیشتر به شبکه‌ها و روابط افقی معطوف شده است تا رابطه عمودی با رئیس شما.


تغییر در این فرضیات سنتی حرفه‌ای به دو نیروی درهم‌تنیده‌ی کلان بازمی‌گردد: جهانی‌سازی و فناوری. شاید این مفاهیم به نظر شما بیش‌ازحد تبلیغ شده باشند، اما تأثیرات طولانی‌مدت آن‌ها در واقع کمتر از حد مورد انتظار مطرح شده‌اند. فناوری مشاغلی را که پیش‌تر نیازمند دانش و مهارت فراوان بودند، خودکار کرده است. ازجمله مشاغل پردرآمد و یقه سفید مانند کارگزاری سهام، مشاورین حقوقی و رادیولوژیست‌ها. فناوری همچنین مشاغل جدیدی ایجاد می‌کند، اما این خلق مشاغل معمولاً با تأخیر نسبت به حذف آن‌ها اتفاق می‌افتد و مشاغل تازه به مهارت‌های سطح بالاتری نیاز دارند. اگر فناوری شغل شما را حذف یا تغییر ندهد، دست‌کم رقابت جهانی را افزایش می‌دهد، زیرا شرکت‌ها به آسانی می‌توانند وظایف را برون‌سپاری کنند – که دستمزد شما را کاهش می‌دهد.


تجارت جهانی و فناوری یک‌شبه ظهور نکرده‌اند و به این زودی‌ها نیز از بین نمی‌روند. بازار کاری که در آن فعالیت می‌کنیم به طور دائمی تغییر کرده است. آن‌چه پیش‌تر در مورد دنیای کار می‌دانستید را فراموش کنید. قوانین بازی تغییر کرده‌اند. روش «آماده شو، هدف بگیر، شلیک کن» جای خود را به رویکردی چابک‌تر داده است: «هدف بگیر، شلیک کن؛ هدف بگیر، شلیک کن؛...»


جستجوی شغل تنها در هنگام بیکاری یا ناراحتی از محل کار، جای خود را به ضرورت همیشگی تولید فرصت‌ها داده است. شبکه‌سازی سنتی با ساخت شبکه‌های هوشمند جایگزین شده است.


شکاف بین افرادی که قواعد حرفه‌ای جدید را می‌دانند و مهارت‌های اقتصاد جهانی امروز را کسب کرده‌اند، و کسانی که هنوز به شیوه‌های قدیمی چسبیده‌اند و به مهارت‌های عادی تکیه دارند، در حال افزایش است. سوال این است: شما جزو کدام دسته هستید؟


در ادامه با کلیک روی دکمه‌ی خریداری میتوانید نسخه‌ی کامل فارسی کتاب را دریافت نمایید. همچنین میتوانید نسخه‌ی زبان اصلی کتاب (انگلیسی) را به صورت رایگان از لینک زیر دانلود کند.


دانلود مستقیم نسخه‌ی انگلیسی





برای دیدن محتوا لطفا پست را ذخیره کنید
×




مجید  فرزانه
مجید فرزانه
هوش مصنوعی

نظرات کاربران